وقتی پایت زودتر از خودت میفهمد استرس داری!
تا حالا شده وسط امتحان، مصاحبه یا حتی وقتی منتظر جواب یه پیام مهمی، یهو یکی بهت بگه: «پاتو تکون نده!»؟ بعد تازه خودت متوجه بشی که چند دقیقهست بیوقفه داری پاتو تکون میدی.
جالبه بدونی این کار، یه عادت بیدلیل نیست؛ در واقع بدن داره سعی میکنه ازت محافظت کنه.
ماجرا از مغز شروع میشه. همین که احساس خطر یا استرس میکنی، مغزت فکر میکنه اتفاق مهمی در راهه. فرقی هم نمیکنه اون «خطر» یه شیر گرسنه باشه یا یه برگه امتحان! برای مغز، هر دو میتونن زنگ خطر رو به صدا دربیارن.
در عرض چند ثانیه، بدن وارد حالت آمادهباش میشه. ضربان قلب بیشتر میشه، عضلات سفتتر میشن و هورمونهای استرس وارد خون میشن. انگار بدن داره میگه: «آمادهای؟ اگه لازم شد، بدو یا بجنگ!»
اما یه مشکل وجود داره.
ما توی دنیای امروز، معمولاً نه میدویم و نه میجنگیم. فقط پشت میز نشستهایم، توی کلاسیم، جلسه داریم یا داریم به صفحه گوشی خیره میشیم. پس اون همه انرژیای که بدن آماده کرده، بدون استفاده باقی میمونه.
اینجاست که پا وارد ماجرا میشه.
تکان دادن پا، انگار راهی برای خالی کردن همون انرژی اضافه است؛ مثل وقتی که بخار داخل زودپز از سوپاپش خارج میشه تا فشارش کمتر بشه. بدن هم با این حرکتهای ریز و تکراری، سعی میکنه کمی از فشار و تنش رو تخلیه کنه.
برای همین خیلی از آدمها موقع استرس، فکر کردن، هیجان یا حتی وقتی عمیقاً روی یه مسئله تمرکز کردن، ناخودآگاه شروع میکنن به تکون دادن پا. جالبتر اینکه این حرکت میتونه به مغز هم کمک کنه کمی آرومتر بشه و احساس کنترل بیشتری روی شرایط پیدا کنه.
اگر این اتفاق بارها تکرار بشه، مغز کمکم بین «استرس» و «تکان دادن پا» یه ارتباط میسازه. از اون به بعد، ممکنه هنوز خودت نفهمیده باشی که استرس گرفتی، اما پات زودتر از خودت متوجه شده باشه و شروع کنه به تکون خوردن!
پس دفعه بعد که دیدی پات بیاختیار داره بالا و پایین میره، شاید لازم نباشه خودت رو سرزنش کنی. احتمالاً این فقط زبان بیکلام بدنته که داره میگه: «نگران نباش... دارم سعی میکنم آرومت کنم.»