چیستیِ دانستن‌، در فهميدن ندانستن است. بدان که نمی‌دانی!

اندرونی ساتگین

📜اینجا کجاست؟ یه‌جا شبیه به یه عطاری‌خونه‌‌ی نافه‌بو -دکان‌دار: آنه‌ی عطار.🪔. انباری کلمات گم‌شده

اندرونی ساتگین

چیستیِ دانستن‌، در فهميدن ندانستن است. بدان که نمی‌دانی!

در ژرفای هستی، جایی که مرز میان بودن و نبودن در مهی از ابهام محو می‌شود، پرسش سر برمی‌آورد: ما چیستیم؟ نه جسم، که زندانی خاک است و نه روح، که در بند تعریف گرفتار. شاید ما تنها لحظه‌ای باشیم، رقصی گذرا میان دو ابدیت؛ پیش از ما، ناشناخته، و پس از ما، ناگفتنی.

جهان، آینه‌ای است شکسته. هر تکه‌اش انعکاسی از حقیقت را نشان می‌دهد، اما هیچ‌کدام همه‌ی آن نیست. فیلسوف، آن مسافر خسته است که تکه‌ها را جمع می‌کند، نه برای کامل کردن آینه، که برای فهمیدن این‌که کامل نخواهد شد.

حقیقت، نه مقصد است و نه مالکیت؛ حقیقت، راه است، پرسیدن است، شک کردن است.ما در جست‌وجوی معنا، به ستارگان چشم می‌دوزیم، غافل از این‌که معنا نه در دوردست‌ها، که در همین گام‌های لرزان ماست. هر انتخاب، هر درد، هر تردید، نخ‌هایی است که تاروپود وجودمان را می‌بافد. شاید زندگی، نه یافتن پاسخ، که زیستن با پرسش باشد؛ پذیرش این‌که ندانستن، خودْ نوعی دانستن است.

و در این میان، سکوت، عمیق‌ترین فیلسوف است. در سکوت، جهان سخن می‌گوید، نه با واژه، که با حضور. گوش بسپار: هستی، بی‌نیاز از توضیح، فقط هست. و تو، ای رهگذر، با هر نفس، بخشی از این هستیِ بی‌کرانی.

آنِه
جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۴
21:57
درحال بارگذاری..